
سینمای ایران، بعضی فیلمها را نه فقط با تصویر، که با صدای محسن چاوشی به یاد میآوریم. از سنتوری و آن فریاد زخمیِ «کجایی»، تا شهرزاد و زمزمهی عاشقانهی «شهرزادِ قصهگو» — صداش همیشه چیزی فراتر از موسیقی بوده. انگار خودش بخشی از روایت است، مثل کاراکتری نامرئی که از پشت پردهی تصویر، احساس را روایت میکند. چاوشی بلد است چطور با صدای گرفته و خشدارش، وزن درد را روی تصویر بیندازد.
او در موسیقی فیلم، نقش مفسر را دارد؛ حرفهایی را میزند که کاراکترها سکوت کردهاند. صدای او گاهی خشم است، گاهی اعتراف، گاهی تنها امیدی که وسط ویرانی نفس میکشد. در هر فیلمی که خوانده، موسیقی به تزیین صحنه تبدیل نشده؛ بخشی از درام شده. به همین دلیل است که وقتی تیتراژ تمام میشود، ما هنوز در دنیای فیلم ماندهایم — چون صدای چاوشی هنوز در ذهنمان ادامه دارد.
Mohsen Chavoshi - Bamdad Khomar 3.mp3
شما با کدوم موسیقی فیلمش بیشتر خاطره دارید؟
"اختصاصی از مثبت سینما"











