
سینمای دفاع مقدس؛ ژانری که دوباره خودش را یادآوری کرد سینمای دفاع مقدس در ایران روزی یکی از مهمترین جریانهای فرهنگی بود؛ جریانی که در دهه ۶۰ و ۷۰ توانست هم تجربه زیسته رزمندگان را ثبت کند و هم مردم را به مواجههای مستقیم با واقعیت جنگ بکشاند.
اما سالهاست که این ژانر زیر سایه کلیشهها، روایتهای سطحی و ضعف تولید گرفتار شده و فاصلهاش با مخاطب بیشتر و بیشتر شده است. برای همین رکوردشکنی «مجنون» ــ که فروش سینمای دفاع مقدس را جابهجا کرد ــ اتفاقی معمولی نیست؛ بیشتر شبیه تلنگری است که میگوید این ژانر هنوز ظرفیت دارد، اگر درست فهمیده و حرفهای اجرا شود. واقعیت این است که بخش قابلتوجهی از فیلمهای دفاع مقدسیِ معاصر، گرفتار تکرارند. شخصیتها اغلب یکبعدیاند، روایتها بر مدار حماسهسازی ساده میچرخند و نتیجه این میشود که مخاطب امروز ــ که با استانداردهای جهانی و تنوع ژانرها بزرگ شده ــ احساس میکند با اثری پیشپاافتاده روبهروست.
همین ضعفها باعث شد سالها فروش و توجه به این ژانر افت کند. اما «مجنون» نشان داد مشکل، خودِ ژانر نیست؛ مشکل نگاه ناکارآمد به آن است. وقتی فیلمی بتواند روایت را بهروز کند، درام واقعی بسازد و رنج، تردید و پیچیدگی انسانِ درگیر جنگ را نشان بدهد، مخاطب هنوز آماده است هزینه بپردازد و وارد این تجربه شود. همین موفقیت تجاری ثابت کرد که دفاع مقدس میتواند دوباره به جریان اصلی سینما برگردد — البته به شرطی که سازندگان دست از محافظهکاری بردارند.
«مجنون» رکورد زد، اما مهمتر از رکورد این است که ثابت کرد اگر سینمای دفاع مقدس بتواند دوباره صادق، عمیق و هنرمندانه روایت کند، هنوز جایگاهش را در ذهن و قلب مخاطب از دست نداده است. این ژانر نه تمام شده و نه متعلق به گذشته؛ فقط به فیلمسازانی نیاز دارد که جرأت کنند آن را از نو بسازند، نه اینکه نسخههای کمرمقِ قبل را کپی کنند.
"اختصاصی از مثبت سینما"











