
انتشار برنامه «گنگ» با اجرای علی ضیا در پلتفرم فیلیمو، در مدتزمانی کوتاه به یکی از پرحاشیهترین اتفاقات رسانهای هفتههای اخیر تبدیل شد. اما برخلاف ظاهر ماجرا، این جنجال صرفاً نتیجه چند واکنش احساسی یا اختلافنظر سلیقهای نیست؛ «گنگ» روی یک گسل قدیمی و فعال فرهنگی ایستاده و دقیقاً به همین دلیل چنین انفجاری بهپا کرده است. در سطح اول، ما با یک برنامه گفتوگومحور درباره رپ فارسی روبهرو هستیم؛ ژانری که سالهاست در وضعیت تعلیق میان «پذیرفتهنشده»، «تحملشده» و «ممنوعِ نانوشته» قرار دارد.
آوردن این فضا به یک پلتفرم رسمی، آن هم با چهرهای مثل علی ضیا که سابقه طولانی در رسانه رسمی دارد، از همان ابتدا معنایی فراتر از یک انتخاب هنری ساده پیدا میکند. اینجا دیگر فقط «برنامهسازی» در کار نیست؛ ما با یک اعلام حضور فرهنگی مواجهایم. در یک سو، واکنش رسانههای محافظهکار و جریانهای فرهنگی رسمی قرار دارد. نقدهای تند، استفاده از ادبیات هشدارآمیز و متهمکردن برنامه به «آلودگی فرهنگی» نشان میدهد مسئله فقط محتوا نیست، بلکه ترس از عادیسازی چیزی است که سالها بیرون از چارچوب رسمی نگه داشته شده. برای این جریان، «گنگ» نه یک گفتوگو، بلکه شکستن مرز است؛ و هر شکستن مرزی، تهدید تلقی میشود، حتی اگر هنوز محتوای آن مرز چندان عمیق یا ساختارشکن نباشد.
اما نکته مهمی که کمتر دیده شد، انتقادهایی است که از دل همان جامعه رپ بیرون آمد. برخی از هنرمندان یا مخاطبان این جریان معتقدند «گنگ» تصویری خنثی، کنترلشده و حتی تقلیلیافته از رپ ارائه میدهد؛ انگار این فرهنگ پرتنش و معترض، برای عبور از فیلتر رسانه رسمی، ناچار شده دندانهایش را بکشد. این نقد، از جنس دعوای سنتیها نیست؛ اینجا بحث «مصادره روایت» مطرح است. اینکه چه کسی حق دارد از زبان یک خردهفرهنگ حرف بزند و با چه زاویهای. در نهایت، جنجال «گنگ» بیش از آنکه درباره کیفیت خود برنامه باشد، درباره جایگاه آن است. برنامه نه آنقدر رادیکال است که واقعاً ساختارشکن باشد، و نه آنقدر محافظهکار که بیدردسر پذیرفته شود. درست وسط ایستاده؛ و ایستادن وسط، در فضای قطبیشده فرهنگ ایران، همیشه پرهزینه است.
"اختصاصی از مثبت سینما"











