
«بچه مردم» تلاشی است برای روایت زندگی کودکانی که همیشه در حاشیه قاب جامعه میمانند؛ کودکانی که در بهزیستی بزرگ شدهاند و در غیاب خانواده، دنبال چیزی عمیقتر از محبت میگردند: دنبال ریشه، هویت و جایگاهی که بتوانند نامش را “خانه” بگذارند. محمود کریمی این جهان را با ترکیبی از طنز موقعیت و لحنی ملایم و فانتزی روایت میکند تا بار تلخ موضوع، به شکل انسانیتری وارد ذهن مخاطب شود.
همین انتخاب باعث میشود فیلم نه در دام سانتیمانتالیسم بیفتد و نه به یک گزارش خشک اجتماعی تبدیل شود. فیلم با ریتم تندی آغاز میشود؛ سکانسهای کوتاه و پیدرپی که انرژی بالایی ایجاد میکنند و مخاطب را از همان ابتدا درگیر میسازند. این ریتم جسورانه، البته خطر هم دارد: در بخشهایی حس میشود فرصتِ مکثی که میتوانست عمق احساسی بیشتری ایجاد کند، از دست رفته است.
با این حال، همین تندروایی، انرژی نوجوانانه و پرشور قصه را تقویت میکند. در مرکز قصه، ابوالفضل ایستاده؛ پسری که دنبال مادرش میگردد، اما این جستوجو بیش از آنکه به یک فرد ختم شود، به یک نیاز وجودی مربوط است. او دنبال دیدهشدن، معنا و ریشه است؛ چیزی که هر کودکی باید بدیهی داشته باشد اما برای او و دوستانش تبدیل به مأموریتی دشوار شده. کریمی با اجتناب از دیالوگهای کلیشهای و تکیه بر لحظات انسانی، رابطهی شخصیتها را گرم، واقعی و باورپذیر نگه میدارد.
طراحی صحنه و لباس، نقطه قوت مهم فیلم است. جزئیات بصری دقیقاند و گذشته را نهفقط نشان میدهند، بلکه “احساس” میکنند. این دقت در خلق فضا به فیلم وزن و کیفیتی میدهد که فراتر از محدودیت بودجهاش است؛ محدودیتی که خودش بخش مهمی از ماجراست. فیلم با هزینهای نزدیک به یک اثر آپارتمانی ساخته شده، اما تنوع لوکیشنها و بازسازی دوره تاریخی نشان میدهد گروه تولید با منابع محدود، بیشترین تلاش را کردهاند.
در مجموع، «بچه مردم» فیلمی است صادق، گرم و دغدغهمند. نه ادای آثار بزرگ را درمیآورد، نه سعی میکند با احساسات ارزان مخاطب را تسخیر کند. هدفش روشن است: یادی از کودکانی که دیده نمیشوند، پرسشی درباره مفهوم خانه و هویت، و دعوتی به همدلی.
"اختصاصی از مثبت سینما"











